خریدن خانه در یزد 1287 شمسی

تعرفه تبلیغات در سایت
عنوان عکس
عنوان عکس
عنوان عکس
عنوان عکس
عنوان عکس

آرشیو مطالب

جستجوگر

یافته ها در جستجو

    امکانات وب

    برچسب ها

    لینک دوستان

     


    خریدن خانه
    خرید و فروش خانه در دهه 1300 شمسی در یزد به دلایلی چون اینکه « معتقد بودند خانه پدری را نباید فروخت » و غیر از این ، به ندرت اتفاق می افتاده است ؛ و به همین دلیل بنگاه معاملات ملکی نیز وجود نداشته است (1) ؛ و قیمت خانه ها مشخص نبوده است . تنها مرجع قیمت خانه یکی - دو نفر « معمار مقوٌم » در شهر یزد بوده اند که قیمت خانه ی مورد معامله را بنا به اطلاعات و تجربیات خود تقویم کرده تخمین می زده اند :
    - خانه مشابه آن در آن نزدیکی چند به فروش رسیده است ؟
    - از آن زمان تا به حال قیمت ها با چه نرخی افزایش داشته اند ؟
    - زمین خانه چند متر است و تخمینا" به چه قیمتی ؟ ( در آن زمان « زمین افتاده (بایر ) » در یزد و در جوار آن شهر زیاد بوده است و قیمت زمین نازل مینموده است ).
    مرغوبیت مکان خانه از این نظر که در گودی یا بلندی یا کوچه تنگ و... واقع نشده باشد و دزد گیر نباشد .
    - مرغوبیت محل خانه از نظر دسترسی به خدمات شهری ، اعیان نشین بودن ، خوش همسایه بودن ، نزدیکی به محل کار ، و...
    - تقویم میزان خشت و آجرو سایر مسالح ساختمانی بکار رفته در ساخت خانه
    - تقویم میزان کار بنٌا و کارگر برای ساخت ، و مزد پرداختی به آنان .
    محاسبه و اعلام قیمت نه تنها به تجربه و تخصص معمار مقوم بر می گشته است بلکه با میزان ایمان ، وجدان و عدالت پیشگی وی نیز بی ارتباط نبوده است . بنابر این ابتدا می بایست بر سر مقوٌم به توافق برسند ؛ به خصوص که قیمت نامه میبایست مکتوب شده در آن زمان که هنوز امضاء کردن متداول نبوده است توسط مقوم ، فروشنده ، خریدار ، روحانی یا مجتهدی که در محضر وی معامله صورت گرفته و مستند می شده است ، و ترجیحا" یک یا چند نفر شاهد معتمد و معتبر ، مُهر شود .
    به این دلیل قیمت نهادن بر خانه مورد نظر پدرم ، حاج میرزا علی شریف ( آیت اللهی ) ، برای خریداری به دلیل اینکه در آن حوالی سال 1287هجری شمسی ، فقط یکی - دوسال از عُمر ساختن آن می گذشته است نسبتا" اسان بوده است . این خانه که بگمانم حدود 400 متر مربع مساحت داشته است به عنوان اینکه بسیار مستحکم و با طاقهائی دوطبقه ساخته شده است (2) به قیمتی بالا و بدون کوچکترین تخفیف به پدرم فروخته شده است از جمله شاید به این دلیل که فروشنده از اشتیاق پدرم به امامت جماعت مسجد مصلی عتیق و ارشاد مردم این محل  ، و بنابر این زندگی در این محل واقف بوده است (3) .
    خانه ای بود که در زمان خرید جزو چهل - پنجاه خانه ی اعیانی یزد به شمار می رفت با ندرونی و بیرونی .
    بیرونی:
     بنام نارنجستان بنام درخت نارنجی که سالها در آن وجود داشت ، با یک اتاق بزرگ تحتانی ، و یک بالا خانه با یک ایوانگونه در وسط و دواتاق پذیرائی در دوطرف آن که یکی بر فراز همین اتاق تحتانی بود و دیگری روی طویله قرار گرفته بود.
    اندرونی :
    شامل شش اتاق سه دری که نحستین آنها ، در جنوب غرب حیاط ، مورد استفاده ما برای پذیرائی از میهمانان خویشاوند تر ، سه در هم در نقش پنجره مشرف بر بیرونی داشت ، با راهروئی در وسط به اتاق دوم در شمال ضلع غربی مرتبط می شد . 
    اتاق اخیر مجهز به پستوی بسیار بزرگی بود که در  شمال آن و در گوشه شمال غربی اندرونی واقع بود و به اینجهت مناسب تر از همه برای سکونت پدر و مادر.
     آنگاه یک راهرو شمالی جنوبی وجود داشت که درِ اتاقی در غرب ضلع شمالی اندرونی به آن باز می شد و در انتهای راهرو مزبور پستوئی کوچک بود که ورودی خود را در آن اتاق داشت . اتاق و پستو در اختیار مادر بزرگم قرار گرفته بودند .
     اتاق دیگری نیز در شرق اتاق اخیر الذکر بود که این چهارمین اتاق ورودیی در راهروئی در شرق خود داشت . شرق این راهرو را ورودیی به راه پلٌه پشت بام ، ورودیی به مستراح و ورودیی به اتاقی در شمال ضلع شرقس اندرونی تشکیل می دادند . اتاق ، کتابخانه و محل مطالعه پدرم شده بود .
    راه پله به بالای مستراح پاگرد داشت که در آنجا یک انباری کوچک روباز و یک انباری کوچک دارای در ورودی هم تعبیه کرده بودند .
    مستراح دارای چاه نبود ، بلکه هرزآبی به بیرون داشت که همسایه ها بخشی از ملک خود را مسیر رفت و آمد برای کشاورز مستاجر آن هرزآب اختصاص داده بودند .
    اتاق شمال ضلع شرقی خانه اتاق ما بچه ها بود که بعدا" تبدیل به زغالدانی شد . جنوب آن راهروئی بود که در دو اتاق دوطرفش و در روبرو در مطبخ به آن باز می شده است ؛ که بعدا" محل ورودی مطبخ و اتاق ذغالدانی را منبع هوائی ساخته بودند و مدخل مطبخ در آخرین اتاق ، یعنی در اتاق جنوب ضلع شرقی قرار گرفته بود و از این اتاق به صورت کارگاه هم استفاده می شد .
    مطبخ ، بسیار بزرگ ، دارای پنج اجاق ، و در انتهای خود یک هیزم دانی بزرگ دوطبقه بود .
    ضلع جنوبی اندرونی را تالاری بسیار وسیع تشکیل می داد که راهرو ورودی به خود و به حیاط را در سمت غربش داشت و در جنوب یا انتهای خود به یک بادگیر بزرگ ختم می گردید . شرق بادگیر یک گنجینه و غرب آن یک پستو قرار داشت.
    زیر تالار بزرگترین زیر زمین خانه با حدود شصت - هفتاد متر مساحت قرار داشت که بخشی از آن ، ذیل بادگیر ، در تابستان از همه جا خنک تر بود . علاوه بر سایر وسایا زمانی حدود ده تاپو و دو خم بزرگ در این زیر زمین محل خوار و بار و سایر اجناس بودند . زیر زمین شمالی که زیر اتاق مادر بزرگ بود هم شامل دو - سه تاپوی کوچک ، دو خم و دو سه خمره و تعداد زیادی قرابه و بغلی و بطری و ... می شد .
    حوضی بزرگ و مستطیلی شمالی جنوبی وسط حیاط پوشیده از آجرهای ختائی با دیواره هائی از سنگ سیاه و فواره ای در وسط از همین سنگ بود که دو طرف آنرا دو باغچه مستطیلی به همان اندازه فرا گرفته بودند . در باغچه سمت چپ دو درخت کاج وجود داشت که پس از مرگ پدرم مردم گفتند چون ارتفاع آنها از لب بام بالاتر رفته بوده است پدرم فوت کرده اند و حال اگر بریده نشوند فرزندان ذکور خانه هم یکی پس از دیگری میمیرند و چون والده حوصله آبیاری آنها و حرف مردم را نداشتند دستوردادند که نجار بیاید و آنها را ببرد .
    در باغچه سمت چپ دو درخت انار وجود داشت ، و در شمال آن هاون سنگی ئی بود که  حسب مرسوم روی خانه به ما فروخته شده بود .
    ورودی خانه در سمت راست طویله ای با سه - چهار آبشخور برای الاغ یا قاطر یا اسب صاحبخانه و میمانان احتمالی او وجود داشت .
    خانه ای بود دارای ویترای ها و تزئینات و...     
    علیرضا آیت اللهی :
    (1)  در دهه 1340  سه - چهار نفر دلٌال در یزد بودند که غالبا" هم جایگاه مشخصی نداشتند ، و در امور معاملات  ملکی هم ورود می کردند . تا آنجا که من به یاد دارم نخستین بنگاه معاملات ملکی در یزد در حوالی 1345 در اوائل خیابان پهلوی سابق ، ضلع جنوبی ، نزدیک به سینما فعٌال شده بود .
    (2) در آن زمان هرکسی تا حٌد توان  در محکم ساختن بنای خانه و غیر از آن می کوشیده است ؛ شغل « بساز بفروش » در یزد وجود نداشته است و بنٌا نیز اگر خانه ای را محکم نمی ساخته است شغل و آینده شغلی خود را در خطر می دیده است چنانکه غالبا" بنٌاها بر استحکام مسالح و استحکام ساخت بیش از صاحبخانه اصرار می ورزیده اند ! .
    (3) خانه ای بسیار بهتر با قیمتی کمتر در عبٌاسیه ، شمال غربی مسجد شاه طهماسب ، نزدیک به منزل پدر همسرشان حضرت آیت الله العظمی آقا سید یحیی موسوی یزدی وجود داشته است .   
     
    نویسنده : میرزا جواد آیت اللهی MIRZAJAVAD AYATOLLAHI بازدید : 738 تاريخ : يکشنبه 6 بهمن 1392 ساعت: 17:14

    عضویت

    نام کاربري :
    رمز عبور :

    اخبار و رسانه هاهنر و ادبیاترایانه و اینترنتعلم و فن آوریتجارت و اقتصاداندیشه و مذهبفوتو بلاگوبلاگ و وبلاگ نویسیفرهنگ و تاریخجامعه و سیاستورزشسرگرمی و طنزشخصیخانواده و زندگیسفر و توریسمفارسی زبان در دیگر کشورها