شرکت تلفن رضا خانی بهره کشی می کرد

تعرفه تبلیغات در سایت
عنوان عکس
عنوان عکس
عنوان عکس
عنوان عکس
عنوان عکس

آرشیو مطالب

جستجوگر

یافته ها در جستجو

    امکانات وب

    برچسب ها

    لینک دوستان

    شرکت تلفن رضاخانی بهره کشی می کرد

    و بعضی اجزاء ( شعبات ) هم به خود اجازه شرعی مقابله می دادند ! 

    می توان گفت که اداره تلفن یزد ، یا به لفظ امروزیش مخابرات یزد ، طی سالهای 1314 و 1315 شمسی ، گرچه نه با ابلاغ رسمی ریاست، امٌا به هرحال کاملا" زیر نظر من اداره می شد ؛ و با وجود آنکه هدیه ای مالی و چشمگیر برای فرماندار یزد ، و رئیس کل شرکت تلفن ایران در تهران ( به غیر از چند جعبه ی باقلوا و قطاب و پشمک در ایان نوروز که آنهم توجیه مالی - اداری و باصطلاح بودجه ای هم داشت ) نداشتم ظاهرا" از کار من رضایت داشتند ؛ به خصوص فرماندار که می دید  وکلای مبرز یزدی مجلس شورای ملی ( ابو الحسن حائریزاده ، دکتر طاهری معاون مجلس ، و اندکی هم حسین مکی ، که برخلاف نظام رضا خانی که عملا" نشان می داد در پی سرکوب یزدی ها سعی به اعزام مدیرانی کم سواد و خانزاده ی ایلیاتی دور و نزدیک به این شهر دارد ، معتقد به سپردن مسئولیت به مدیران بومی و به ویژه با فرهنگ و بنابر این بیشتر از بزرگزادگان و آقا زادگان بودند ) ، و بزرگان و مشاهیر مقیم یزد چون آقا شیخ علی علومی ، آقا سید علی محمد وزیری ، آقا شیخ محمود فرساد ، آقای روهنی ، آقای مرشد ، آقای افشار مقیم مصلی ، آقای غضنفر ، آقای افصح زاده ، و.... خویشانی چون آقا سید طاهر آیت اللهی و آقا شیخ احمد آیت اللهی ( اوقاف ) ، آقا سید محمد ( ابن آقا سید محمد صادق ) آیت اللهی و ... و...و...با من ( در منزل پدریم که در آنجا ساکن بودم و گاه در اداره ) رفت و آمد دارند و جایگاهی نسبتا" مستحکم در یزد دارم .... امٌا مسئله ی نرفتن من به مرکز ( تهران ) « برای عرض سلام ! » سبب می شد که ابلاغ ریاست و حتی ابلاغ ریاست حسابداری بنام من صادر نشود . همچنان در موضع خود باقی بودم و ایستادگی می کردم ...
    ... حتی با اینکه مُهر رئیس اداره تلفن کرمان را برایم ارسال داشته بودند که از آن استفاده کنم با اتکاء به مقررات خودِ دولت و شرکت تلفن و در واقع محض حفظ استقلال بیشتر مخابرات یزد زیر بار نمی رفتم ؛ و در نامه به هرکسی و هرجا از مهر کامکار ( که به نظر می رسید بیشتر اوقات در همان شرکت تلفن در تهران حضور دارد ! ) که نزد من گذاشته بود و همچنان توجیه قانونی داشت استفاده می کردم ؛ مثلا" در این نامه یا در واقع بخشنامه به کارمندان تلفن یا همین مخابرات یزد :

    شرکت سهامی کل تلفن ایران
    « محدود »                                       بتاریخ 6 / 11 / 1314 
    اداره تلفن یزد و مضافات                      ضمیمه یک ورقه نمره 772 
    تلگرافی « گفتار »
    آقایان اجزاء و کارکنان اداره مرکزی تلفن یزد و مضافات
    در تعقیب دستورات سابق ، مواد مرقومه ء نمره 6072 مورخ 29 / 10 / 1314 مدیریت کل تلفن ایران را ابلاغ مینماید که به قید فوریت امریه مذکور را اطاعت و اجراء نمائید! - مدیر تلفن یزد و مضافات علی کامکار مُهر اداره تلفن یزد .
    منظور از اجزاء ، مسئولان تلفن در اردکان - تفت - مهریز و... بود که متوجه غیبت طولانی رئیس و فقدان ابلاغ ریاست برای من شده بودند و خبرهائی از شان می رسید که مجبور شدم به همه ی آنها سرکشی ( بازرسی ) کنم .
    امٌا گویا مرکز از وضع موجود راضی بود و...

     

    نویسنده : میرزا جواد آیت اللهی MIRZAJAVAD AYATOLLAHI بازدید : 616 تاريخ : دوشنبه 16 تير 1393 ساعت: 19:05

    عضویت

    نام کاربري :
    رمز عبور :

    اخبار و رسانه هاهنر و ادبیاترایانه و اینترنتعلم و فن آوریتجارت و اقتصاداندیشه و مذهبفوتو بلاگوبلاگ و وبلاگ نویسیفرهنگ و تاریخجامعه و سیاستورزشسرگرمی و طنزشخصیخانواده و زندگیسفر و توریسمفارسی زبان در دیگر کشورها