خاطرات آقا میرزا جواد آیت اللهی

متن مرتبط با « یزد » در سایت خاطرات آقا میرزا جواد آیت اللهی نوشته شده است

رضا خانبر علیه روحانیت بود ، به خصوص روحانیت یزد و ازهمه بیشتر احفاد آقا آسید یحیی ؟ .

  • نیلوبلاگ

    رضاخان وروحانیت یزد  از مهر 1314 دولت رضاخان که به مجالس عزاداری ایراد هائی داشت ، و برخی از آن ایرادها مثل برخی از سخنانی که روضه خوان های حوزه ندیده بر سر منابر می گفتند یا قمه زنی وامثال آنهامورد تائید ما هم بود فشار خود را بر روحانیان یزد ( و نه آنطور که میگفتند اینچنین در همه ی شهرهای ایران ) روز به روز بیش از پیش می کرد و با وجود آنکه پدرم از لباس صرفنظر کرده بودند و بدون لباس هم که نماز جماعت اقامه می کردند متعدی ایشان می شد ند ؛  خبر از روضه خوانی های شبانه و مخفی به شهربانی رسیده پیاپی برایشان مزاحمت تولید می کردند ، رمضان آن سال حسابی یک رمضان بگیر و ببند بود . دیگر کسی جرئت نمیکرد که برای امور معاملات ملکی و نظایر آنها به پدرم مراجعه کند چون حال یک دفتراسناد رسمی هم د...

    ادامه مطلب
  • از مدیریت تقریبا" مفت و مجانی اداره تلفن ( مخابرات ) یزد تا تجارت عدس

  • نیلوبلاگ

    از ریاست اداره تا تجارت عدس ماموران حکومت مرکزی که معلوم نبود چه کسی به این به اصطلاح « چوپان زادگان و کلنگ زادگان ( آن روز ها می گفتند ) » یاد می دهد سعی می کردند با ابزارهای روانی و اطلاعاتی ما را متنبه کنند . به ما می گفتند « قانع » که حق و حقوق خودمان را طلب نکنیم ! به ما می گفتند « خسیس یزدی » که به رگ غیرتمان بر بخورد و برایشان بی محابا خرج کنیم ؛ و گاه اطلاعاتی از زندگی خصوصی ما ارائه می داشتند که خودمان هم تعجب می کردیم . مثلا" آن ماموری که ازتهران آمده بود یک روز گفت حساب کرده ام که تقریبا" این مبلغ پس انداز داری که حدودا" درست می گفت ! و کسی جز خودم آن را نمی دانست (من در خانه هم کار آزاد می کردم ) و لابد توقع داشت مبلغی را که ب...

    ادامه مطلب
  • مردم یزد چون باج نمی خواستند قانع بودند ! و چون باج نمی دادند ، خسیس !

  • نیلوبلاگ

    چون زیاده خواهی نمی کردیم به ما می گفتند به حقٌ خود قانع چون باج نمی دادیم به ما می گفتند خسیس ! اواخر بهار 1315 فرمانداری یزد ، و گویا شخص سردار فاخر حکمت ، فرماندار یزد ، رؤسای شرکت تلفن را به یزد دعوت کرده بود و آنهم به خانه ی من یا در واقع به منزل پدرم ! که یکی از سی - چهل خانه ی اعیانی آن روز یزد بود ! و هردو و به مناسبت تابستان به باغچه پدرم در باقی آباد ، که آن نیز ساختمانی اعیانی در دوطبقه با  هفت اتاق بود آمدند و به اصطلاح چشمشان چیزی دید غافل از این که پدرم باداشتن هفت فرزند پسرعملا" از فعالیت های روحانیتی منع شده بودند و درآمدی جز عایدات بخور و نمیر از همین املاک باقی آباد و مغازه های وقفی شهر ( به رسم وقف اولادی - تولیت اولادی ) و ... نداشتیم . اولا" بی نه...

    ادامه مطلب
  • ریشه فساد در اداره تلفن ( مخابرات ) یزد کنده شد

  • نیلوبلاگ

      ریشه فساد در اداره تلفن یزد   اوائل اسفند 1312 یکی از دلال - تاجرهای مشهور ، معتبر ، اسم و رسم دار و آبرومند یزد که اگر نامش را ببرم کسی باور نمی کند پس از ورشکستگی و اضطرار حاضر شده بود که بیاید به جای من تحصیلدار اداره تلفن شود و البته که شاید به همان دلیل ارتباطات گسترده ای که داشت و از خاندانهای بزرگ به هم پیوسته یزد ، و اهل زد و بند ، بود بهتر از من هم از عهده تحصیلداری بر می آمد . من هم که نتوانسته بودم در محیط اداریی که « به هرکجا که روی آسمان همین رنگ است » و تازه در جاهای دیگر باید از صفر شروع کنی و آزادی اینجا را هم نداری شغل بهتری برای خود بیابم پس از مشورت با پدرم و صمیمی ترین یارشان در آن ایام آقا سید علیمحمد وزیری ، و دوستانم از جمله آقا سید محمد آی...

    ادامه مطلب
  • مواجهه اداری یک روحانی و روحانیزاده با یک رئیس خانزاده در یزد

  • نیلوبلاگ

      مواجهه اداری یک روحانی و روحانیزاده با یک رئیس خانزاده در یزد     از زمانی که در اداره تلفن یزد مشغول شدم چیزی جز دزدی ، ارتشاء ، تبعیض و به طور کلی فساد اداری نمی دیدم ؛ و مهم این بود که من را به عنوان این که آقا زاده هستید ، نوه آقا آسید یحیی هستید ، از دودمان محترمی هستید ، سلامت و صداقت رفتار دارید ، شیوه رفتار منطقی و مؤدبانه با مردم را می دانید ، و...با وعده و وعید پست های بالا ( اگرچه برای خودم هم قابل باور نبود ) استخدام کرده بودند و به هزار ترفند به تحصیلداری ، که قبل از من شخص معاون و شخص حسابدار ظاهرا" از عهده اش بر نیامده بودند ، گماشته بودند .   واقعیتش این است که مردم شهریزد غریب پرست بودند ، و در آن دهه ی 1320 و با تحولاتی که در تهر...

    ادامه مطلب
  • وقتی که رضا شاه از یزد و یردی خوشش نمی آمد

  • نیلوبلاگ

      وقتی که رضا شاه از یزد و یزدی خوشش نمی آمد   از مسائل اداری زمان سلطنت رضا شاه که از یزد و یزدی خوشش نمی آمد ، و گویا کمر همٌت به عقب انداختن این شهر نسبت به سایر شهر های بزرگ ایران بسته بود (1) ، این بود که حتی الامکان رؤسای ادارات و حتی معاونان آنان را از غیر یزدی ها انتخاب کند و سایر کارمندان را که اکثرا" یزدی بودند در درجات پائین به حالت درجا و حتی عقب رفت نگهدارد . به این منظور حتی الامکان بزرگزادگان ، روحانیان و روحانیزادگان یزدی را به هر تدبیری بود و به خصوص با وعده وعید استخدام می کردند ؛ حقوق آن را بدون اینکه مسئله ای در پرداختش وجود داشته باشد تا آن زمان که می توانستند نمی پرداختند ، شاق ترین کارها را به ایشان که طلبکار بودند و حقوقشان در گرو بود ارجاع می دادن...

    ادامه مطلب
  • چه کسانی در یزد 1310 - 1312 دارای تلفن بودند ؟

  • نیلوبلاگ

    چه کسانی در یزد 1310 صاحب تلفن بودند ؟   از اوٌل تقاضای تلفن کاملا" بر حسب نیاز نبود . شرکت تلفن یزد تابع شرکت تلفن کل ایران بود که آنهم می گفتند با مجوز اداره تامینات ( آگاهی ) کشور تاسیس شده ، تامیناتی ها در آن سهم دارند ؛ و یکی از وظایف آن خدمت مخفیانه به تامینات کشور است . تامینات بخشی از نظمیه بودو بنابر این ماموران نظمیه یزد در ایجاد و توسعه تلفن یزد نقش داشت ؛ از جمله و بیش از همه به منظور تامین درآمد شرکت تلفن و نهایتا" سود سهامداران آن که برخی هم از همین تامیناتی ها در مرکز بودند ماموران حکومتی و نظمیه و امنیه به هرکسی که قدرت خرید تلفن و پرداخت آبونمان آن داشت توصیه ( و عملا" مجبور ؟ ) می کردند که به دلیل حفظ امنیت ، تامین ، اهمیت شغل یا مقام و منزلت...

    ادامه مطلب
  • مدیریت تلفن ( مخابرات ) در یزد 1309

  • نیلوبلاگ

      مدیریت تلفن ( مخابرات ) در یزد 1309 شعبه شرکت تلفن یزد هم به جهاتی تابع شعبه شرکت تلفن ملی در کرمان بود و تعداد خطوط آن در سراسر شهر بسیار محدود و مربوط به مراکز حکومتی یا به اصطلاح ادارات دولتی شهر ، چند صاحب صنعت ، بازرگانان بزرگ و اعیان های ثروتمند می شد . * یکنفر ظاهرا" بنا به آشنائی و ارادتی که به پدرم و آیت الله العظمی آقا سید یحیی موسوی یزدی ، پدربزرگم ، داشت واسطه شد تا من ، بنا به اضطرار ، از سال 1309 بنام حسابدار در شرکت تلفن یزد مشغول به کار شوم . امٌا قضیه به این سادگی نبود و مثل اکثر قریب به اتفاق استخدام های آن زمان خشت اوٌل بنا کج نهاده شده بود . حکومت رضا شاه عموما" سعی به استخدام روحانیان خلع لباس شده در ادارات دولتی و شرکت های وابسته داشت تا ...

    ادامه مطلب
  • تلفن ( مخابرات ) یزد در حوالی سال 1310 شمسی

  • نیلوبلاگ

      تلفن در یزد   پس از جریان خلع لباس روحانیان در یزد که در واقع نوعی کودتا برعلیه قدرت ، شغل ، امرارمعاش و مقام و منزلت روحانیان بود ؛ و جلوگیری از فعالیت تقریبا" تمام روحانیان یزد ( مگر پنج نفر که آنهم انتخاب اکثر آنان در آن زمان و با توجه به میزان تحصیلاتشان نسبت به کسانی که خلع لباس شدند عجیب می نمود ) ، ما مقاومت کردیم و از ظاهرشدن بدون لباس و عمٌامه در کوچه و خیابان پرهیز داشتیم . نه تنها روضه خوانی ها و بسیاری از دیگر مراسم مذهبی از سالهای 1307 و 1308 ؟ تعطیل شدند بلکه دید و بازدیدهای خانوادگی روحانیان نیز ( مگر در شب های بلند و تاریک زمستان ) تقریبا" متوقف گردید ؛ و همچنان امید وار بودیم که فرجی حاصل شود و نشد !. نهایتا" شخصا" با توجه به اینکه سرمای...

    ادامه مطلب
  • سرگرمی و تفریحات سالم در یزد 1290 - 1300

  • نیلوبلاگ

          تماشای ذبح ( نحر ) شتر و آمدن سیل      این که میگویند یزد شهر دارالعباده است  به نظر من شهر پرهیز و اجتناب از هر گناه و حتی هر امر غیر اخلاقی است ؛ و همان روضه خوانی هائی که گفتم روی این شهر بسیار تاثیر گذاشته است  ،  آقا بزرگ آقا سید یحیی خیلی به این روضه خوانی ها اهمیت می دادند و همیشه در حوزه علمیه به طلبه ها و در مجالس به آخوندها توصیه می کردند که امر به معروف و نهی از منکر کنند ؛ منکرات و خطرات آنها را به مردم گوشزد کنند و بعد هم بیشتر به مسئله گفتن ، یعنی احکام اسلامی ، بپردازند ، نتیجه این است که حالا با وجود اینکه طلاق شرعی است ، کسی در یزد زنش را طلاق نمی دهد ، با وجود آنکه چند زن گرفتن ، شرعی است به ندرت می بینیم که کسی چند...

    ادامه مطلب
  • بنیانگذاری حقیقی اداره تلفن یزد

  • نیلوبلاگ

        بنیانگذاری حقیقی تلفن در یزد   امروز یك سؤال اساسی برای نگارنده مطرح است: ترفند تضعیف حوزه ها ، كه عملا" به انحلال حوزه علمیه یزد رسید ، را چه كسی به رضا خان یادداده بود ؟ . زیرا این امر باعث می شد كه : -         حوزه های علمیه تهران و اصفهان و مشهد و یزد و... به عنوان رقیب قدرت مركزی از میدان خارج شوند . -          اعضاء باسواد حوزه ها در آن بیداد بیسوادی در كشور، و نیاز به افراد باسواد برای كارهای دولت مدرنیزاسیون ، به خدمت دولت درآیند . كه این هردو به نفع رضا خان و حامیان وی بود ؛ به اضافه این كه به نظر می رسد ترتیبی اتخاذ كرده اند كه ، صرفنظر از مراجع بزرگ و روحانیان روستاها و...،  طلٌاب جوان مستعد خلع لبا...

    ادامه مطلب
  • کودتائی سلطنتی - درونی بر علیه حوزه علمیه یزد

  • نیلوبلاگ

    كودتا برعلیه حوزه علمیه یزد   سالهای 1306 ، 1307 و 1308 شمسی سالهای پایان بخشی حقیقی بر قدرت همچنان بزرگ حوزه علمیه یزد محسوب می شود . ابتدا فاجعه فوت آیت الله آقا سید یحیی ، پس از سالها بیماری ، رخ می دهد ؛ كه می گویند تقریبا" تمام مردان و بیش از نیمی از زنان شهر یزد در مراسم تشییع و به خاك سپاری ایشان شركت داشته اند (1) و چنین جمعیتی یكجا هیچگاه تا انقلاب اسلامی در سال 1357 تكرار نشده است . آنگاه نوبت فشارهای مستقیم و غیر مستقیم عوامل رضاخانی در یزد بر خانواده های بزرگ مذهبی یزد ( آیت اللهی – علومی – كرمانشاهی – مدرس و مدرسی و... ) رسیده است . ازجمله با قائل شدن تبعیضاتی شدید در اجرای قانون نظام وظیفه عمومی كه خود موجب اعتراض روحانیت یزد بوده است با چشم پوشی ...

    ادامه مطلب
  • دو دستگی ها در شهر یزد

  • نیلوبلاگ

    دو دستگی ها در شهر یزد  یکی از بزرگترین مسائل اجتماعی ِ ظاهرا" فرهنگی امٌا باطنا" اقتصادیِ ما دودستگی هائی بود که در شهر یزد ایجاد شده بود یا به وجود آورده بودند ؛ و نوعی پدر کشتگی ، به ویژه در سالهای پس از ظهور باب ، مردم را به دوگروه  شیخی و بابی در شمال و شمال شرقی شهر ( به ویژه سادات و غیرسادات مهاجر از شیراز و خراسان در محلٌه های فهادان و جنگل ) و شیعه دوازده امامی از بازار خان و میدان امیر چقماق به سوی جنوب و جنوب غربی شهر بود که تا زمان کودکی و نوجوانی و جوانی من تا حدود 1305 هنوز هم کم و بیش حسٌ می شد . بی طرف ماندن تقریبا" غیر ممکن بود و آخوند ملٌا اسماعیل عقدائی یزدی و اجدادما که نیابت ایشان را هم داشته اند نتوانسته بودند از این اختلاف و به خصوص خشو...

    ادامه مطلب
  • روضه خوانی ها در یزد صد سال قبل از این (2)

  • روضه خوانی ها در یزد صد سال قبل از این

  • نیلوبلاگ

      روضه خوانی ها در یزد صد سال قبل از این   در دهه 1300 ، که هنوز رضا شاه هم چندان قدرت نگرفته بود ، روضه خوانی و روضه خواندن در شهر یزد خیلی خیلی مهم بود ؛ و در مواردی عملا" همین وعاظ و روضه خوان ها بودند که بر یزد حکومت می کردند ؛ چرا که به زبان عموم مردم فرهنگسازی می کردند . مبانی زندگی اسلامی را مکرر و متعدد به گوش مردم می خواندند ، و شهری را می ساختند که مجموعا" جامعه اش بری از قتل و غارت ، هتک ناموس ، و حتی طلاق بود . طلاق به ندرت اتفاق می افتاد ؛ دزدی در شهر به حدٌی نادر بود که برخی در ورودی خانه ها از شب تا صبح باز میماند و هیچ خبری نمی شد . اینهمه دربند و قفل و زنجیر در ورودی برای اوقاتی مهیٌا شده بود که برادران ! ایلات عرب ، و بسیار بیش از آنها ایلات لُ...

    ادامه مطلب
  • امنیٌت ؛ و هرکه گریزد زخراجات شاه

  • نیلوبلاگ

    از حدود 1290تا زمان جوانی من ، سالهای 1300 - 1310 ، مسئله ی نبود ِنظم و امنیٌت حرف اوٌل را در شهر یزد ( نسبت به سایر شهرها ئی که اخبارشان را می شنیدیم ) می زد و اگر هم می گفتند که موقع کشته شدن ناصرالدین شاه مردم به خیابان ها و میدانهای تهران ریخته و عزاداری می کرده اند که « بی پدر شدیم » و او را شاه شهید لقب داده بوده اند لابد به همین دلیل بوده است که از دوران پس از وی بیم داشته اند . همین که ناحقٌی به وجود می آمد خطاب به ظالم یا دیگران می گفتند : « مگر مملکت شاه ندارد » ؟ ، و این سروده هم ( که بگمانم از مولانا باشد ) مشهور است که : هرکه گریزد زخراجات شاه بارکش غول بیابان شود قبل از تولد من مردم یزد ، به خصوص روستائیان ، فکر می کرده اند که مشروطیت یعنی اینکه دیگر...

    ادامه مطلب
  • روضه خوانیهای یزد و نقش والای آنان در اعتلای فرهنگ ، تقویت ایمان عمومی و امنیت

  • نیلوبلاگ

     در دهه 1300 ، که هنوز رضا شاه هم چندان قدرت نگرفته بود ، روضه خوانی و روضه خواندن در شهر یزد خیلی خیلی مهم بود ؛ و در مواردی عملا" همین وعاظ و روضه خوان ها بودند که بر یزد حکومت می کردند ؛ چرا که به زبان عموم مردم فرهنگسازی می کردند . مبانی زندگی اسلامی را مکرر و متعدد به گوش مردم می خواندند ، و شهری را می ساختند که مجموعا" جامعه اش بری از قتل و غارت ، هتک ناموس ، و حتی طلاق بود . طلاق به ندرت اتفاق می افتاد ؛ دزدی در شهر به حدٌی نادر بود که برخی در ورودی خانه ها از شب تا صبح باز میماند و هیچ خبری نمی شد . اینهمه دربند و قفل و زنجیر در ورودی برای اوقاتی مهیٌا شده بود که برادران ! ایلات عرب ، و بسیار بیش از آنها ایلات لُر از غرب و جنوب ؛ و نیز گروه هائی از ترکان قشقائی و روستا...

    ادامه مطلب
  • ملٌا و مکتب در شهر یزد در سال 1295 شمسی

  • نیلوبلاگ

      ملٌا و مكتب در یزد 1294      درباره مكتبخانه نوشته های زیادی وجود دارد كه برخی از این نوشته ها نیز به صورتی نیمه داستانی – نیمه حقیقی به تصویركشیده شده اند .اینجا نه مكتبخانه را به صورت عام ، بلكه آنچه را كه بنا به خاطرات پدرم ، مرحوم میرزا جواد آیت اللهی ، از مكتبخانه محل تحصیل ایشان یادداشت كرده ام می آورم . ایشان در پنج سالگی به ملٌا رفته اند . پس ملٌا با مكتب فرق می كرده است . ملٌا های یزد غالبا" زن ، و مكتبداران آن شهر ، اگرنگوئیم به تمامی ، اكثر قریب به اتفاق مرد بوده اند . ملٌای آقا میرزاجواد زنی عالمه ، قاری قرآن ( كه می گفتند قرآن را بدون كوچكترین غلطی می خوانده است ) و حافظ شاید تمام قرآن كریم بوده است ؛ و در منزل وسیع و نسبتا" اعی...

    ادامه مطلب
  • خریدن خانه در یزد 1287 شمسی

  • نیلوبلاگ

      خریدن خانه خرید و فروش خانه در دهه 1300 شمسی در یزد به دلایلی چون اینکه « معتقد بودند خانه پدری را نباید فروخت » و غیر از این ، به ندرت اتفاق می افتاده است ؛ و به همین دلیل بنگاه معاملات ملکی نیز وجود نداشته است (1) ؛ و قیمت خانه ها مشخص نبوده است . تنها مرجع قیمت خانه یکی - دو نفر « معمار مقوٌم » در شهر یزد بوده اند که قیمت خانه ی مورد معامله را بنا به اطلاعات و تجربیات خود تقویم کرده تخمین می زده اند : - خانه مشابه آن در آن نزدیکی چند به فروش رسیده است ؟ - از آن زمان تا به حال قیمت ها با چه نرخی افزایش داشته اند ؟ - زمین خانه چند متر است و تخمینا" به چه قیمتی ؟ ( در آن زمان « زمین افتاده (بایر ) » در یزد و در جوار آن شهر زیاد بوده ...

    ادامه مطلب
  • امنیٌت در شهر یزد بیشتر بود و در نیر کم تر

  • نیلوبلاگ

       هرکه گریزد ز خراجات شاه !   از حدود 1390تا زمان جوانی من ، سالهای 1300 - 1310 ، نظم و امنیٌت حرف اوٌل را در شهر یزد ( نسبت به سایر شهرها ئی که اخبارشان را می شنیدیم ) می زد و اگر هم می گفتند که موقع کشته شدن ناصرالدین شاه مردم به خیابان ها و میدانهای تهران ریخته و عزاداری می کرده اند که « بی پدر شدیم » و او را شاه شهید لقب داده بوده اند لابد به همین دلیل بوده است که از دوران پس از وی بیم داشته اند . همین که ناحقٌی به وجود می آمد خطاب به ظالم یا دیگران می گفتند : « مگر مملکت شاه ندارد » ؟ ، و این سروده هم مشهور است که : هرکه گریزد زخراجات شاه بارکش غول بیابان شود قبل از تولد من مردم یزد ، به خصوص روستائیان ، فکر می کرده اند که مشروطیت یعنی ای...

    ادامه مطلب
  • برچسب‌های مرتبط

    آقا میرزا جواد آیت اللهی ، تاریح شهر یزد ، ضدٌیت رضا خان با اعتقادات عمومی و مراسم مردمی ، نخستین دفتر اسناد رسمی یزد ، حصر اقتصادیروحانیان ،تفرقه کلی بین مردم | آقا میرزا جواد آیت اللهی ، تاریح شهر یزد ، فساد اداری رضاخانی ، خرید و فروش پست ریاست | آقا میرزا جواد آیت اللهی ، آقا سید علیمحمد وزیری ، آقا سید محمد آیت اللهی ، احمد آقا علیین ، افصح زاده | آقا میرزا جواد آیت اللهی ، فساد اداری در زمان رضا شاه ، اداره تلفن | آقا میرزا جواد آیت اللهی ، اداره تلفن ( مخابرات ) یزد ، تامینات رضا شاهی ، باجگیری غیر مستقیم | آقا میرزا جواد آیت اللهی ، تاریخ اجتماعی یزد ، تاریخچه اداره تلفن ( مخابرات ) ، خصوصی سازی | آقا میرزا جواد آیت اللهی ، شعبه « شرکت سهامی کل تلفن ایران » در یزد ، اوضاع یزد در 1310 ، اضطرار روحانیان یزد | آقا میرزا جواد آیت اللهی ، تاریح شهر یزد ،سرگرمی و تفریح | آقا میرزا جواد آیت اللهی | آقا میرزا جواد آیت اللهی ، حوزه علمیه یزد ، ظلم رضا خانی